-
گفتگو با چت جی تی و بیوگرافی نظام الدین صدیقی اهل کاریان
یکشنبه 11 خرداد 1404 15:50
زندگینامه و گزیده آثار نظامالدین صدیقی (فنجان غزل) مشخصات فردی: • نام: نظامالدین صدیقی • زادروز: ۱۵ تیر ۱۳۵۲ • زادگاه: روستای کاریان، منطقه بلوک هرم وکاریان، استان فارس • فرزند: شیخ محمد صدیقی (امام جمعه فقید کاریان) • برادران: عبدالمجید، عبدالسلام، عبدالحادی، عبدالرعوف، عبدالحمید • برادران درگذشته: عبدالباسط (بر...
-
بیگرافی نظام الدین صدیقی اهل کاریان
یکشنبه 11 خرداد 1404 15:43
زندگینامه و آثار نظامالدین صدیقی (فنجان غزل) نظامالدین صدیقی، متولد ۱۵ تیر ۱۳۵۲ در روستای کاریان استان فارس، یکی از چهرههای برجسته فرهنگی، اجتماعی و دینی این منطقه است. او فرزند ارشد مرحوم شیخ محمد صدیقی، امام جمعه فقید کاریان است که حدود ۴۰ سال در این سمت خدمت کرد و به عنوان «پدر کاریان» شناخته میشود. نظامالدین...
-
خوبم گل من
سهشنبه 15 بهمن 1398 23:57
☕ ☕ ☕ خوبم گل م ن باتو هوایم خوش وعالی ست بنشین و ببین حال دلم را که چه حالی ست تا زل زده این دیده به رخسار چو ماهت احوال من عاشق و شیدا متعالی ست چون شیهه کشد عشق تو در عمق وجودم هرفصل دل ازیادتوسرسبز و شمالی ست ای طعم غزل از لب شیرین تو چون قند جان کشته آن قوس دوابروی هلالی ست آهسته بنه پلک به روی هم و بگشای چون...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 2 آذر 1398 10:34
☕☕☕ دیده ازهجر رخت چون چشمه یِ پرآب تر بدتر ازهرقلب بی تابی دلم بی تاب تر مانده ام دل تنگ دریاد تو زانو در بغل گشته همچون گونه ام عکست درون قاب تر از تب و تاب تو می جوشد زچشمم خون دل روز ها باگریه و شب ها درون خواب تر درمیان جمع خود را سخت تنها یافتم دیدم ازاین حال زارم دیده یِ اصحاب تر باز پاییز و نمِ بارانِ آذر ماهِ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 آبان 1398 01:26
☕ ☕ ☕ حالا که دل بند است در زلفِ پریشانت دم کن دوفنجان قهوه بازازطعمِ چشمانت خنجر بکش اعدام کن دلواپسی ها را سیبی بچین چیزی به روی میزِ مهمانت بنشین برایت سالها حرف و سخن دارم ازاشتیاقِ رویت ای جانم به قربانت درگیر و دار و ازدحام غصه هاعمریست چون بم دلم درسینه ام گردیده ویرانت آبـاد کن از نو بسـاز آوارها را آواره بودم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 آبان 1398 16:35
☕☕☕ اگرمـاسهــمِ هـم بودیـم دنیــا قنـد میـگردیـد زمیـن وآسمـان هـردم،پـراز لبخـنـد میـگردیـد درایـن غـوغـایِ دلتنـگـی میانِ غصّـه و غمـهـا دلِ بـی طـاقـتِ زارم، تـوبـودی بـنـد میـگردیـد تمـامِ وسـعتِ قلبـم پـراز درداسـت،گر بـودی جـهانـم بـا گـلِ رویِ تـو بـی ماننـد میـگردیـد بـِجـانـم آتـش افتـادسـت ازداغ و غـمِ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 مهر 1398 21:33
☕☕☕ وقتی خودت باغصه ها سردر گریبانی وقتی هوای قلب توخیس است و بارانی وقتی که تکرار مکرر می شوی آنگاه روز وشبت باشد خزانی و زمستانی وقتی مثال بچه آهوخسته و زخمی کزکرده تنها باخودت یک گوشه می مانی وقتی کنار پنجره درزیرلب خاموش باقهوه ای هی این غزل راباز می خوانی وقتی تمام بغض های زخمی خودرا درزیر شالت می کنی مخفی و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 مهر 1398 01:26
☕☕☕ توباشی ساحل دریا غروبش هم تماشایی است نسیم و موج دریا موج مویت اوج زیبایی است لب ان صخره ی زیبا که دریا می کند نازش هم اواز دل شیدای ما مرغان دریایی است شعاع زرد خورشید افق تابیده در چشمت سرت بر دوش من گیسوی تو مخصوص لالایی است ببین برصورت شن ها که جای پایمان مانده است نشان از عاشقی، دلدادگی، مفهوم شیدایی است تو...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 مهر 1398 22:06
☕☕☕ باید که در دیوارِ غم محصور باشی وقتی که از جانانهٔ خود دور باشی سنگِ صبورش گردی ویکروز اما ازبهرِاو یک وصلهٔ ناجور باشی هی خاطراتش با دلت درگیر باشد کنجِ غمی خاموش وسوت وکور باشی در پیشِ چشمت بعداوتاریک گردد دنیا ، اگر حتی سراپا نـور باشی شوق وصالش گُـر بگیرد دردلِ زار اما برایِ دیدنـش معـذور باشی مثلِ قناری درقفس...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 مهر 1398 21:42
اینستگرام fenjan__ghzazal@ ☕☕☕ دیده ازهجر رخت چون چشمه یِ پرآب تر بدتر ازهرقلب بی تابی دلم بی تاب تر مانده ام دل تنگ دریاد تو زانو در بغل گشته همچون گونه ام عکست درون قاب تر از تب و تاب تو می جوشد زچشمم خون دل روز ها باگریه و شب ها درون خواب تر درمیان جمع خود را سخت تنها یافتم دیدم ازاین حال زارم دیده یِ اصحاب تر باز...
-
دوبیتی
شنبه 20 مهر 1398 20:09
☕☕☕ یک پنجره و میز و غزل می خواهم فنجان دلی پر از عسل می خواهم امشب که هوای دل پرازدلتنگیست باران و تو و کمی بغل می خواهم نظام الدین صدیقی ☕☕☕ NEZAM ADIN SEDIGHI fenjan__ghazal@
-
هوای دل
یکشنبه 3 آبان 1394 17:57
بازهم حال وهوای دل من در هم شد وسعت قلب پرازخون به هوایت غم شد بازآشفته نمودی دل پر درد مرا رخم ازاشک دودیده زفراقت نم شد گفته بودی که دهی جام وصالی اما دل بریدی و مرا شربت لعلت سم شد دل به امید تو و دیدن رویت میزد آن همه آرزو یکجا همگی ماتم شد رفتی و غصه تو تاب دلم را برود آنچه بایست نمی شد بر من کم کم شد حال دل بعد...
-
سیب لبنانی
چهارشنبه 22 مهر 1394 14:33
☕☕☕ به گیلاس لبت گفتم بخندچون سیب لبنانی رطب شد خنده کردمانند آن خرمای کرمانی چه شیرینی نداردطعم تو قند وعسل جانا ربودی گوی سبقت از همان حلوای عمانی لبان سرخ همچون آلبالوی تو می ماند به مانند لبوی داغ شب های زمستانی شمال شهر چشم تو بود سرسبزچون گیلان کمان ابروی زیبای تو چاقوهای زنجانی نمودم قاب در قلبم خط و خال و رخت...
-
کاریان وطنم
چهارشنبه 15 مهر 1394 18:40
وطن شهرم توبا جانم عجینی پراز مهر وصفایی دل نشینی به لارستان گلستان هست بسیار ولیکن بین گلها بهترینی تن تو یادگار عهد دیرین تو دانشگاه علم ومهد دینی هزاران سال قدمت داری وباز چو کوه استوار شه نشینی تنت اتشگه میراث وفرهنگ کهن تاریخی ازاین سرزمینی کهن ای کاریان ای شهر زیبا سزاوار هزاران افرینی نظام اورده دروصف تو باعشق...
-
بی خیال
چهارشنبه 15 مهر 1394 16:30
بیخیال گریه ها و غصه ها،اخر گسست عهد و پیمانی که روزی بادل اشفته بست دل،پریشان وشکسته زانوی غم را گرفت درمیان اتش هجران وتنهایی نشست اخر ازاین غصه وغم کاسه ی صبردلم لابلای هق هق و بغض گلوی من شکست اخر این قصه گشت اغاز مرگ من عزیز میروی و میروم ارام بی رویت زدست قصدجانم کردی و رفتی مراکشتی ولی نوش جانت باد جانم، جام...
-
غزل بهرام اسماعیلی (مایل)
دوشنبه 13 مهر 1394 02:38
از همان لحظه که چشمم رخ تو قاب گرفت... از همه روز و شبم شیرینی خواب گرفت دل بشد کشتی بشکسته و آن ماه رخت... دل من را چو خَسی تا دل گرداب گرفت چونکه آیینه دل ،بَدْرِ رخت در خود دید شد پریشان و رخم اشک چو سیلاب گرفت چه بد اشفته شدم در پی یک لحظه نگاه ... خواب و خور، تاب و توان، زین تن بیتاب گرفت چونکه از دیده برفت و دل...
-
مهمان
دوشنبه 13 مهر 1394 01:22
یک شب اگرمهمان کنی ما را برای دیدنت محشربه پاخواهم نمود در لحظه بوسیدنت سیب لبت زیبابودچون پلک برهم می نهی قنداب می افتد دلم هنگامه ی خندیدنت صدبیت حافظ خفته در ان قامت زیبای تو دارد قیامت می کند این عشوه هاباریدنت ابراز خواهم کرد من احساس قلب ساده را اظهار خواهی کردبادندان به لب ساییدنت من محو چشمان تو وتوشورشیرین...
-
فنجان
جمعه 10 مهر 1394 07:36
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 مهر 1394 07:07
-
بیست
جمعه 10 مهر 1394 05:57
شیوه چشم سیاهت کنج ذهنم گشت لیست هر کدام از قالب چشمت به قلبم داد ایست وزن کردم نقش ها با قالب اندام تو زیرهرنقشی به زیبایی نوشتم بیست بیست کن نظر بر حال شیدا و دل آشفته ام زیرطاق ابروانت می شود یک عمر زیست گرچه بسیارند مه رویان چشم اهوی مست تا نگه تو سوی من داری برایم هیچ نیست هم به مهر و هم به قهر ان نگاه نرگست دیده...
-
اسماءالله
جمعه 10 مهر 1394 05:40
خدایا سراپا وجودم زتوست منم بنده بود ونبودم زتوست تویی مالک الملک ای پادشاه پدید اور اسمان شمس وماه زمین راچه زیبا نمودی توفرش فلک کهکشانها وکرسی وعرش درختان و دریا و نهر روان بهار و گل و بلبل و بوستان به هرجا نظرمی کنم ملک تست توهستی وبودی زروز نخست بجزذات پاکت همه فانی اند دگر مالک هیچ چیزی نی اند به حکم توباشد تن...